متن سخنرانی دکتر شهرام گیل آبادی در مراسم معارفه

۸ بهمن ۱۳۹۲ به قلم شهرام گیل آبادی

بسم الله الرحمن الرحیم
هو الله الذی لا اله الا هو، عالم الغیب والشهادة، هو الرحمن الرحیم
لا حول و لا قوة الا بالله
اگر هیچ سایه پذیرد ما هیچیم
العبد الله، الحقیر، بنده خداوند عالم / شاهد بر پنهان و پیدا
الحمدلله رب العالمین
جهان زیر آیین و فرهنگ ماست سپهر روان جوشن جنگ ماست
که خون ریختن نیست آیین ما نه بد کردن اندر خور دین ما

معرفت لازمه فهم و محیط شناسی همزمانی روزگار مسئله محور ماست. امروز ارتباط از ساحت یک فرد عبور کرده و انسان را به یکی از عناصر فراگرد ارتباطات تبدیل کرده است. انسان، امروز با داشته های تکنولوژیکی اش در عصر سوپرتکنولوژی، خود تبدیل به یک رسانه شده و مفهوم مخاطب رسانه را شکل داده است. آدمهای این زمانی به سهولت نمی توانند از کنار یکدیگر بگذرند. امروز آدمها، محلی، منطقه ای و سیطره ای نیستند، آدم امروز جهانی است و شهر ها هم در یک “جهان شهری” با حداقل ۳۲ گونه رسانه ای ارتباطات خود را بازمینی که حال از فضا دیده می شود برقرار می کنند. اگر دیروز شهرها در کنار رودخانه ها بنا می شدند امروز شهر ها در کنار شاهراههای ارتباطی ساخته می شوند.
ما در زمینی مرزهای شهرمان را صیانت می کنیم که دیگر مرزهای سیاسی از فضا قابل رویت نیستند و تعریف جغرافیا تغییر کرده است. انسان تشنه ی امروز/ کرانگی اش آشکارا تحت تاثیر جریان نا موزون ارتباطات مخدوش شده است و حریم انسانیش به خطر افتاده است. این انسان با مونس تازه اش/ یعنی وسایل ارتباطی نوظهور روز به روز تنها تر می شود و سپهر ارتباطی تازه ای را با تنهایی آغاز می کند. سپهری که با این دایره ی ارتباطی وسیع روز به روز انسان را در عسرت و تنهایی بیشتر فرو می برد، الان عصر عسرت انسان جهانی است. انسان وسیع تنهای امروز نیاز بازگشت به خدا و تولید محتوایی حکمی دارد و مزیت امروز ما نه تنها تکنولوژی نیست و نه تنها نگاه مهندسی به انسان تنهای امروز نیست، بلکه مزیت عالم آرای امروزمان تولید محتوایی غنی است که در غایت با منابعی چون ذکر حکیم، قرآن علیم می توان در دسترسش باشد. ارتباطات امروز انسان تنهای / این “جهان شهر” باید سوی محتوایی اللهی داشته باشد. امروز رسالت ما رسالتی حکمی است/ حکمتی که خدای کریم خیرکثیر نام نهادش، تا انسان خدا را، با این اکسیر، محور عالم کند و مدار دنیا را به کانون توجه این انسان طلوع یافته توجه دهد. ما باید از حضرت حق عاجزانه بخواهیم که امر خودش را به واسطه ما محقق کند. ما انسان خداییم، هم اویی که خداوند حکیم در قرآن کریم فرمود: من تو را برای خودم آفریدم.
ما انسان خداییم و شایسته محور عالم، ما می توانیم به “جهان شهری” برسیم. یعنی “امت الهی” نه مفهوم محدودی چون ” شهر جهانی”
ما در چرخه تکرار نمی ایستیم/ بلکه پویایی آینده پژوهانه ای خواهیم داشت که محور الفت و برادری و کانون اندیشه های متفاوت ، متنوع و متکثر برای رشد و بالندگی “جهان شهری” مانند تهران عزیز باشد و برای کمال، باید شنید و دم فرو بست و برای جلوه جمالی باید اندیشه ها را فارغ از قفس تنگ سینه ها دید و حکمت آن است که بگوییم اندیشه نور است :الله نور السماوت و الارض/ ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود، رنج دوران برده ایم. / «مکتب حکمی تهران» مکتبی پر از رمز و راز است ، حکمت در کوچه پس کوچه های تهران موج می زند . تهران شهری زنده ، پویا و معرفت افزاست ، هنوز در همین بازار تهران صدای علما جاری است. صدای چرخ پیر خیاط عاشق امامزاده زید طنین انداز است و حکمت آقا مرشد چلویی صاحب دیوان سوخته زبانزد. هنوز می توان کودکی پروین اعتصامی را در خانه پدری تصور کرد و صدای انقلاب را، با شهدایی چون شهید چمران در کوچه هایی مانند کوچه هفت تن یا گذر لوطی صالح شنید . تهران و مردم تهران شایسته بهترین ها هستند .مسجد جامع همین بازار نوای اللهی الغوث الغوث آقا مجتبی تهرانی را در خود حفظ کرده و مدرسه مجتهدی شوخ طبعی های عارفانه آیت الله مجتهدی تهرانی را به خاطر دارد . این گوشه از تهران به غایت محرم دارد ، ماه مبارک رمضان دارد ، نوروز دارد و نوای روضه های هفتگی پیرغلامانی چون مرحوم علامه را در خود دارد ،تهران شایسته «جهان شهری» است . تهران زندگی دارد . تهران شهر نجیبی است که هنوز به شایستگی شناخته نشده است .
این مرکز نوظهور قصد دارد : «ارتباطی هوشمند محور» با پایه ای فرهنگی ، اجتماعی ، هنری و انسانی را با شهروندان شریف تهران برقرار کند تا سرآهنگی بر توسعه ارتباطات و ارتباطات توسعه ای شهرداری تهران باشد . « مرکز ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تهران» از امروز مرکزی “خداباور ، مردم محور و معرفت اندیش” برای خدمتی جهادی به مردم تهران خواهد بود . انسان شایسته بهترین های زمین و آسمان است . انسان در مقام عزیز خداست و می تواند با دستان خدا سیراب شود : «و سقاهم ربهم شرابا طهورا ».
بیاییم با تدبیر، درایت و اندیشه به مردم خدمت کنیم، که خدمت به خلق خدمت به جماعت خداست و خدمت به خدا عبادت و دست خدا با جماعت است: «ید الله مع الجماعه »
«و السلام علیکم و رحمة الله»